و اگر مینویسم، دوست دارم بدانی در خلأ دنیای بیجاذبه از نبودنت، عجیب معلقم
میچرخم و میچرخم و میچرخم..
و در چشمهای ناباور یک سرگردان دلتنگ، کسی را میبینم شبیه خودم که هنوز عاشق کسیست شبیه تو
وجودی سایهوار و حضوری کمرنگ حضوری بسیار بسیار کمرنگ
که نوشتن برایش منصرف میکند مرا از مرگ و نبودن..
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۵ ساعت 22:33 توسط سرشت
|