وقتی نگاهت کردم فهمیدم دلیل بزرگتری برای شادی دارم.

به یاد بیاور که در این لحظه ها نیاز من به تو، نیاز من به تمام ذرات زندگی است ...

به من بازگرد!

به همه سوی خود بنگر و باز می گویم که مگذار زمان، پشیمانی بیافریند.

پس آن پرنده هایی که هرگز بی سر آغازی به نام ((ما)) در اندیشه هایت پر نمی گرفتند، کجا رفتند؟

نمی شود که تو باشی، من عاشق تو نباشم.

نمی شود که تو باشی، درست همینطور که هستی و من هزار بار خوبتر از این باشم و باز هزار بار، عاشق تو نباشم.

نمی شود، می دانم...

 نمی شود که بهار از تو سبزتر باشد.

نادر ابراهیمی