گول کسایی رو که با وعده و وعید و زهر چشم گرفتن بهتون حکومت می کنن رو نخورین... انقلابیا فقط میخوان یه ارباب تازه رو به جای ارباب قبلی بشونن.

تو رو خدا گوسفند نباشین!... زیر سایه عذر و بهونه و گناه کسای دیگه نرین... بجنگین، با مغزاتون دلیل بیارین... یادتون باشه هرکسی واسه خودش یه آدم آزاده، یه آدم بدرد بخور که صاحب زندگیه خودشه، از من خودتون دفاع کنین، ریشه های آزادی همون جاس...

یادتون باشه آزادی قبل از اینکه یه حق باشه، وظیفه ست...

" یک مرد __ اوریانا فالاچی"

_اما این را هم یادت باشد گیله مرد! وقتی خود عشق حاکم بود، بحث عشق نبود، فلسفه عشق نبود، این همه از ماهیت و محتوای عشق گفتن نبود. شب‌ها را به یاد می‌آوری؟ شب‌ها... شب‌ها... پیش از آنکه به خواب برویم، چقدر حرف داشتیم که بزنیم. انگار که حرف‌هایمان تمامی نداشت. چند بار پیش آمد که طلوع را دیدیم و رنگ خواب را ندیدیم؟ آخر چه شد که حال، دیگر می‌آییم و خسته و بی صدا می‌خوابیم؟ شب‌ها دیگرگون شده؟ حرف‌ها تمام شده؟ یا ما تمام شده‌ایم؟ جای عشق، در این شب‌های خالی و خلوت کجاست؟

_ این سئوال من است؛ جواب تو چیست؟

 

یک عاشقانه ی آرام، نادر ابراهیمی